خرید بک لینک
خبری ازم نیست.یه ذره اینورو و اونورو نگاه کردم دیدم. واه! خبری از اون همه مهربونیم نیست. مهربونی رفته ازم.

برچسب: دیگه چه خبر؟,دیگه چه خبر,دیگه چه خبر عزیزم,ديگه چه خبر,دیگه چه خبر از ایران,دیگه چه خبر فیلم,دیگه چه خبرا,دیگه چه خبر سندی,دیگه چه خبر به انگلیسی,فيلم ديگه چه خبر, نویسنده: سام صادقی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 15:49

امروز قبل از هرکاری به عنوان بسم الله اومدم اینجا یه چیزی گفتم. اما چیزی که الان در انتهای روز میتونم براتون بگم این هست که دخترا خیلی پوفیوزن. حالا میخوایین بگین من به عنوان یک زن چرا دارم تبعیض قائل میشم و پوفیوز بودن که جنسیت نمیشناسه اصلا برام مهم نیست. برام اصلا مهم نیست چی می خوایین بهم بگین و چجوری دارین قضاوتم می کنین که چی شده من اومدم اینجا دارم هی زر میزنم چند وقته و من چرا اینجوری شدم و انقدر بی پروا شدم. خوب معلومه چون قبلنا یعنی حتی هشت سال پیش دو تا دختر پوفیوز دورم بودن که زنگ بزنم یا برم سمتشون که حواسم پرت شه از هرکسی و هر چی. الان اونم نی

برچسب: بچه که بودیم از تکلیف میترسیدیم,اهنگ بچه بودم از چاوشی,دانلود آهنگ بچه بودم از چاوشی,متن اهنگ بچه بودم از چاووشی,اهنگ کبوتر بچه بودم از فرشید,وقتی که بچه بودم از فرهاد, نویسنده: سام صادقی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:07

الان همه چیز رو ول کردم. یعنی خرس رو گذشتم زمین که بیام اینجا بگم : حالم خوب نیست. تنهام. پر از استرسم. باورم نکنید.

خب برم سر درسم.

مَمِنون

برچسب: نویسنده: سام صادقی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 16:50

خیلی طول کشید رابطم با بابام سامون گرفت . که با هم سفر بریم بدون دعوا. خرید کنیم بدون دعوا. راه بریم بدون دعوا. همو نگاه کنیم بدون دعوا. سخت بود. بیست و یک سال طول کشید تا شد. بعد مامانم. همه چیز رو یک ماه پیش خراب کرد. الان بابام میاد. آروم می گه سلام.رد میشه. دعواییم نیست. منم از جاش بلند می شم که خنک شه واسه نشستنش ، چون از مبل گرم بدش میاد. میام میشینم رو مبل کارگاهم و حقیقتش رو بخوایین اپلیکیشن اینستامو پاک می کنم که شادی های دوروغین ملت حالمو از این خراب تر نکنه. یعنی اصن آدمی نیستم بگم چرا فلانی اونو داره من ندارم. دروغه حالت تهوعه. اما پریشب وقتی که نیکی

برچسب: نویسنده: سام صادقی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 16:50

حقیقتا به نظرم اینکه یه آدمی اقرار می کنه که اگه جواب نداده، اگه رفته، اگه یه مدتی نبوده برای این خاطره که خودشو بیشتر دوست داشته تا اینکه بخواد کسی رو اذیت کنه، خب میتونه درست باشه. هیچ کسی رو جز خودش دوست نداره و این اون لحظه شروع نشده. خیلی قبل تر ها ، خیلی خیلی قبل تر ها . آدم انقدر تنهایی می کشه، انقدر منتظر میمونه با پوزیشن همیشگی نشستن . انقدر واسه خاطر علاقه خودخوری می کنه، انقدر یه طرفه عاشق میشه و عاشقی می کنه،انقدر که یه طرفه متنفر می شه. همه ی اینها هم اگر تهش رو ببینی هیچ دلیلی ندارن چه برسه منطقی یا غیر منطقی . تا بشه بفهمه بابا جون واقعا خب

برچسب: نویسنده: سام صادقی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 16:53

صفحه بندی